The Galapagos
برو ادامه مطالعه 📖
The Amazing Galapagos 1
گالاپاگوس شگفتانگیز 1
Chapter 1 | Part 1
Sophie and David are making a movie for a famous American movie festival. It is about the Galapagos Islands. Today they are swimming with sharks.
سوفی و دیوید در حال ساخت یک فیلم برای یک جشنواره سینمایی معروف آمریکایی هستند. این فیلم درباره جزایر گالاپاگوس است. امروز آنها در حال شنا کردن با کوسهها هستند.
Sharks, rays, and whales live in the ocean near the Galapagos Islands.
کوسهها، ماهیهای نیشدار و نهنگها در اقیانوس نزدیک جزایر گالاپاگوس زندگی میکنند.
Let's go, David. Do you have the camera?
بریم دیوید. دوربین را داری؟
Yes, here it is.
بله، اینجاست.
Are the pictures good?
آیا عکسها خوب هستند؟
Hey! Look at that shark's mouth!
هی! نگاه کن به دهان آن کوسه!
Yes. Look at this! You're swimming with the rays.
بله. نگاه کن! تو داری با ماهیهای نیشدار شنا میکنی.
کلمات مهم:
- festival: جشنواره
The Galapagos Islands are volcanoes. They are in the Pacific Ocean. Some islands are very, very small and have no name. Some are big and people live on them.
جزایر گالاپاگوس آتشفشان هستند. آنها در اقیانوس آرام واقع شدهاند. برخی از جزایر خیلی کوچک هستند و هیچ نامی ندارند. برخی دیگر بزرگ هستند و مردم در آنها زندگی میکنند.
Visitors come to the islands by boat or by airplane. Many of them stay in the town of Puerto Ayora, on the island of Santa Cruz. There is a small town on San Cristobal, and a very small town, Villamil, on the island of Isabela. Isabela is a big island and has six volcanoes.
بازدیدکنندگان به جزایر با قایق یا هواپیما میآیند. بسیاری از آنها در شهر پورتو آیورا، در جزیره سانتا کروز اقامت دارند. در جزیره سان کریستوبال یک شهر کوچک و در جزیره ایزابللا یک شهر خیلی کوچک به نام ویلامیل وجود دارد. ایزابللا جزیره بزرگی است و شش آتشفشان دارد.
This is sometimes a problem because animals and birds live near the volcanoes.
این گاهی اوقات مشکلی ایجاد میکند زیرا حیوانات و پرندگان در نزدیکی آتشفشانها زندگی میکنند.
The islands are beautiful, but there is not much food and not much water. That is difficult for the animals, too. Only very strong animals can survive.
جزایر زیبا هستند، اما غذای زیادی وجود ندارد و آب کمی هم هست. این برای حیوانات نیز سخت است. فقط حیوانات بسیار قوی میتوانند زنده بمانند.
The Galapagos Islands are the home of the famous Galapagos giant tortoises. The giant tortoises can live with very little water and food, but they can’t swim. They are very, very big!
جزایر گالاپاگوس خانه لاکپشتهای غولپیکر گالاپاگوس معروف هستند. این لاکپشتهای غولپیکر میتوانند با مقدار کمی آب و غذا زندگی کنند، اما نمیتوانند شنا کنند. آنها خیلی، خیلی بزرگ هستند!
کلمات مهم:
- volcanoes: آتشفشانها
- survive: زنده ماندن
- giant tortoises: لاکپشتهای غولپیکر
Chapter 1 | Part 2
Lonesome George lives in the Charles Darwin Research Station. Charles Darwin was a famous visitor to the islands in 1835, but now George is famous, too. He is the last giant tortoise from Pinta Island. He is very old. Maybe he is 100 years old—we don't know. George is big and strong. He is heavy, too, and he moves very slowly. He sleeps under a tree.
جرج تنها در ایستگاه تحقیقاتی چارلز داروین زندگی میکند. چارلز داروین در سال 1835 بازدیدکننده مشهوری از جزایر بود، اما حالا جرج هم معروف است. او آخرین لاکپشت غولپیکر از جزیره پینتا است. او خیلی پیر است. شاید 100 ساله باشد—ما نمیدانیم. جرج بزرگ و قوی است. او سنگین هم هست و خیلی آهسته حرکت میکند. او زیر درخت میخوابد.
George likes eating green plants. On hot days he often sits quietly near the water. Sophie loves watching him.
جرج از خوردن گیاهان سبز لذت میبرد. در روزهای گرم، او اغلب در کنار آب به آرامی مینشیند. سوفی دوست دارد او را تماشا کند.
A lot of people visit him. They take photos and write books about him. They make movies about him, too.
بسیاری از مردم به دیدن او میروند. آنها عکس میگیرند و کتابهایی درباره او مینویسند. آنها فیلمهایی هم درباره او میسازند.
کلمات مهم:
- lonesome - تنها
- research station - ایستگاه تحقیقاتی
- last - آخرین
- plant - گیاه
Yesterday we were on the boat early in the morning. There were rays and sharks in the water.
دیروز صبح زود ما روی قایق بودیم. در آب ماهیهای نیشدار و کوسهها بودند.
We swim with the sharks every day. I love it, but sometimes it’s dangerous.
ما هر روز با کوسهها شنا میکنیم. من این را دوست دارم، اما گاهی اوقات خطرناک است.
We have a lot of pictures for the movie. These sharks are amazing. Look at their eyes! They aren't friendly, but they're very interesting!
ما عکسهای زیادی برای فیلم داریم. این کوسهها شگفتانگیزند. نگاه کن به چشمهایشان! آنها دوستانه نیستند، اما بسیار جالب هستند!
We arrived at our rooms near Puerto Ayora very late and it was dark. It’s always dark at about 7 o'clock on the islands.
ما خیلی دیر به اتاقهایمان نزدیک پورتو آیورا رسیدیم و تاریک بود. همیشه در جزایر حدود ساعت 7 شب تاریک میشود.
Suddenly, there was a light. It came from the island of Isabela. It was a volcano! We went quickly into the street.
ناگهان نوری دیدیم. این نور از جزیره ایزابللا میآمد. آن یک آتشفشان بود! ما به سرعت به خیابان رفتیم.
There were a lot of people in the street and a lot of noise, too. Our friends from the hotel were there. They have a big boat. We went to Isabela with them and their friends.
مردم زیادی در خیابان بودند و سروصدای زیادی هم به گوش میرسید. دوستان ما از هتل آنجا بودند. آنها یک قایق بزرگ دارند. ما با آنها و دوستانشان به ایزابللا رفتیم.
Here’s one of David’s pictures of the volcano. Isn’t it amazing?
در اینجا یکی از عکسهای دیوید از آتشفشان است. آیا این شگفتانگیز نیست؟
کلمات مهم:
- dangerous: خطرناک
- amazing: شگفتانگیز
Chapter 1 | Part 3
It was quiet on the island. There were noises from the volcano, but there were no birds or animals. We walked and walked to a small open place. There were no plants and no trees, but there was a giant tortoise. It didn’t move, but it looked at us with small, unhappy eyes.
در جزیره آرام بود. صدایی از آتشفشان میآمد، اما هیچ پرنده یا حیوانی نبود. ما به راه رفتن ادامه دادیم تا به یک مکان باز کوچک رسیدیم. نه گیاهی بود و نه درختی، اما یک لاکپشت غولپیکر بود. او حرکت نمیکرد، اما با چشمان کوچک و ناراحت به ما نگاه میکرد.
“How can animals survive the volcano? What can we do for them? How can we help?” we asked.
"چطور میتوانند حیوانات در برابر آتشفشان زنده بمانند؟ چه کاری میتوانیم برای آنها انجام دهیم؟ چگونه میتوانیم کمک کنیم؟" ما پرسیدیم.
Our friends called the research station and a boat arrived with some scientists. The tortoise was big and heavy, and it didn’t want to go. It was difficult, but the scientists moved it to the boat. David and I helped them and the tortoise went back to the research station. You can see it in this picture.
دوستان ما ایستگاه تحقیقاتی را خبر کردند و یک قایق با چند دانشمند آمد. لاکپشت بزرگ و سنگین بود و نمیخواست حرکت کند. این کار سخت بود، اما دانشمندان آن را به قایق منتقل کردند. دیوید و من به آنها کمک کردیم و لاکپشت به ایستگاه تحقیقاتی برگشت. شما میتوانید آن را در این تصویر ببینید.
This tortoise is going to survive because the scientists are helping it. It’s going to stay at the research station for some time. There it’s going to have food and water and a home. Then it’s going to go back to Isabela.
این لاکپشت قرار است زنده بماند زیرا دانشمندان در حال کمک به او هستند. او قرار است مدتی در ایستگاه تحقیقاتی بماند. در آنجا غذا و آب و خانه خواهد داشت. سپس به ایزابللا بازخواهد گشت.
It’s going to be OK, but was it the only tortoise near the volcano?
او خوب خواهد بود، اما آیا تنها لاکپشتی بود که در نزدیکی آتشفشان بود؟
Tomorrow we're going to go to Isabela again. Every tortoise is important and we want to help all of them.
فردا دوباره به ایزابللا خواهیم رفت. هر لاکپشتی مهم است و ما میخواهیم به همه آنها کمک کنیم.
کلمات مهم:
- help: کمک
- scientists: دانشمندان
The Amazing Galapagos 2
گالاپاگوس شگفتانگیز 2
Chapter 2 | Part 1
Sophie and David are going to go back to Isabela this morning.
سوفی و دیوید قرار است امروز صبح به ایزابللا بازگردند.
David! It's late. Let's go by bike.
دیوید! دیر شده است. بریم با دوچرخه.
Look at those boobies! They're dancing!
نگاه کن به اون پرندهها! دارند میرقصند!
Quick! The camera!
سریع! دوربین!
Oh, no! What's that? Hey! Stop!
اوه نه! این چی بود؟ هی! متوقف شو!
Oh, David, that was my food!
اوه دیوید، اون غذای من بود!
Hey! Smile! You can have some of mine.
هی! لبخند بزن! میتونی کمی از مال من بخوری.
کلمات مهم:
- boobies: پرندههای خاص (نوعی پرنده)
- camera: دوربین
- smile: لبخند
You can see amazing birds in the Galapagos—boobies and frigate birds, and of course the famous finches, too.
شما میتوانید پرندگان شگفتانگیزی را در گالاپاگوس ببینید—پرندگان بووبی و پرندگان فریگیت، و البته قناریهای معروف نیز.
Some boobies have red beaks; some have blue feet. Their eyes are yellow and they can see very well. They live near the ocean and catch fish. They catch the fish under water.
برخی از پرندگان بووبی منقار قرمز دارند؛ برخی دیگر پاهای آبی دارند. چشمهایشان زرد است و آنها میتوانند خیلی خوب ببینند. آنها در نزدیکی اقیانوس زندگی میکنند و ماهی میگیرند. آنها ماهیها را زیر آب میگیرند.
Frigate birds live near the ocean, too, but they don't swim. They can't walk and many of them are very big and heavy. Frigate birds don't like catching fish. They don't like putting their beaks under water. They often take food from the birds on the islands.
پرندگان فریگیت نیز در نزدیکی اقیانوس زندگی میکنند، اما شنا نمیکنند. آنها نمیتوانند راه بروند و بسیاری از آنها بسیار بزرگ و سنگین هستند. پرندگان فریگیت علاقهای به گرفتن ماهی ندارند. آنها دوست ندارند منقارشان را زیر آب ببرند. آنها اغلب از پرندگان جزایر غذا میگیرند.
کلمات مهم:
- beaks: منقارها
- fish: ماهی
Chapter 2 | Part 2
There is a lot of noise on the beach on the island of San Cristobal. It isn’t the children from the town. It is the sea lions. In the day it is very hot and the young sea lions like playing in the water. Their mothers and fathers watch them. Then they come out of the water and sit on the beach. Sometimes they come onto the street and sit near a house or a store. Sometimes they sit on the beach chairs and watch people.
صدای زیادی در ساحل جزیره سان کریستوبال است. این صدای بچهها از شهر نیست. این صدای شیرهای دریایی است. در روز بسیار گرم است و شیرهای دریایی جوان دوست دارند در آب بازی کنند. مادران و پدران آنها را تماشا میکنند. سپس از آب بیرون میآیند و روی ساحل مینشینند. گاهی به خیابان میآیند و کنار خانه یا مغازهای مینشینند. گاهی روی صندلیهای ساحلی مینشینند و مردم را تماشا میکنند.
Sea lions have very good eyes. They can see the fish in the water. They like catching them. They like eating them, too. Sea lions are very heavy. They can't walk very quickly, but in the water they are amazing.
شیرهای دریایی چشمان بسیار خوبی دارند. آنها میتوانند ماهیها را در آب ببینند. آنها دوست دارند آنها را بگیرند. آنها همچنین دوست دارند آنها را بخورند. شیرهای دریایی خیلی سنگین هستند. آنها نمیتوانند خیلی سریع راه بروند، اما در آب شگفتانگیز هستند.
The water is often cold in the ocean near the Galapagos Islands, but the marine iguanas like it. They swim every day. They eat plants from the ocean. Then they come up and sit in the sun. They don’t move very much and they are usually quiet. On the island of Fernandina marine iguanas are green and red, but usually they are black. They have small dark eyes and angry faces and they always sit near the water.
آب در اقیانوس نزدیک جزایر گالاپاگوس اغلب سرد است، اما ایگواناهای دریایی آن را دوست دارند. آنها هر روز شنا میکنند. آنها گیاهان را از اقیانوس میخورند. سپس به سطح میآیند و زیر آفتاب مینشینند. آنها معمولاً زیاد حرکت نمیکنند و معمولاً ساکت هستند. در جزیره فرناندینا ایگواناهای دریایی سبز و قرمز هستند، اما معمولاً سیاه هستند. آنها چشمهای کوچک و تیره و صورتهای عصبانی دارند و همیشه کنار آب مینشینند.
کلمات مهم:
- beach: ساحل
There are penguins on the Galapagos Islands, too. Usually penguins live in very cold countries, but these are Galapagos penguins. They can survive in the Galapagos because the ocean is often cold. They stay near the water in the day. They love the water, but they don’t like the long, hot days.
در جزایر گالاپاگوس، پنگوئنها هم وجود دارند. معمولاً پنگوئنها در کشورهای بسیار سرد زندگی میکنند، اما اینها پنگوئنهای گالاپاگوس هستند. آنها میتوانند در گالاپاگوس زنده بمانند زیرا اقیانوس اغلب سرد است. آنها در طول روز در نزدیکی آب میمانند. آنها آب را دوست دارند، اما روزهای طولانی و گرم را دوست ندارند.
They are not very big, and they are not very tall. They usually have small families and they all eat fish.
آنها خیلی بزرگ نیستند و خیلی بلند هم نیستند. معمولاً خانوادههای کوچکی دارند و همه آنها ماهی میخورند.
You can see a lot of beautiful crabs in the Galapagos. Some are an amazing red color. Very young crabs are black, Some crabs are brown and have blue eyes. They have ten legs. They are not dangerous to people, but they eat … crabs!
شما میتوانید خرچنگهای زیبا زیادی در گالاپاگوس ببینید. برخی از آنها رنگ قرمز شگفتانگیزی دارند. خرچنگهای خیلی جوان سیاه هستند. برخی از خرچنگها قهوهای هستند و چشمهای آبی دارند. آنها ده پا دارند. آنها برای مردم خطرناک نیستند، اما … خرچنگها را میخورند!
We're working all day on the movie today. In the morning, we went back to Isabela. The island was very quiet after the volcano, but it wasn’t quiet at the research station!
ما امروز تمام روز را روی فیلم کار میکنیم. صبح به ایزابللا برگشتیم. جزیره بعد از آتشفشان بسیار آرام بود، اما در ایستگاه تحقیقاتی آرام نبود!
Some scientists are looking at our tortoise and asking questions. How did it survive? Where did it come from? Is it a tortoise from Pinta Island? That was Lonesome George's home.
برخی از دانشمندان به لاکپشت ما نگاه میکنند و سوالاتی میپرسند. چطور زنده ماند؟ از کجا آمده است؟ آیا این یک لاکپشت از جزیره پینتا است؟ آنجا خانه جرج تنها بود.
Maybe George has a family! Maybe he isn’t the last! We don’t know the answers, but the questions are very interesting.
شاید جرج یک خانواده داشته باشد! شاید او آخرین نباشد! ما جوابها را نمیدانیم، اما سوالها خیلی جالب هستند.
There are a lot of tortoises at the research station. Some are only days old. Some are four or five months old. The scientists and students watch them. The big tortoises go back to their islands. The scientists take Española tortoises back to Española; Isabela tortoises go back to Isabela.
لاکپشتهای زیادی در ایستگاه تحقیقاتی هستند. برخی تنها چند روزه هستند. برخی چهار یا پنج ماهه هستند. دانشمندان و دانشآموزان به آنها نگاه میکنند. لاکپشتهای بزرگ به جزایر خود باز میگردند. دانشمندان لاکپشتهای اسپانیولا را به اسپانیولا میبرند؛ لاکپشتهای ایزابللا به ایزابللا باز میگردند.
Chapter 1 | Part 3
Sophie and David are not the first visitors to the Galapagos Islands. In 1835 Charles Darwin, a young man from England, came to the islands on his boat, the Beagle.
سوفی و دیوید اولین بازدیدکنندگان جزایر گالاپاگوس نیستند. در سال 1835، چارلز داروین، یک مرد جوان از انگلستان، با قایق خود به نام بیگل به جزایر آمد.
There were many interesting birds on the islands. They were small finches, but they were different on every island. Darwin watched the finches and started to ask questions.
پرندگان جالب زیادی در جزایر بودند. آنها قناریهای کوچک بودند، اما در هر جزیره متفاوت بودند. داروین قناریها را تماشا کرد و شروع به پرسیدن سوالات کرد.
“Why are the finches different?” he asked.
"چرا قناریها متفاوت هستند؟" او پرسید.
Their beaks were different because their food was different. Darwin started to understand. A long time before that, the finches were all the same. There were plants and insects on the islands. The finches wanted food. They wanted to survive. They wanted to eat the plants and the insects. Slowly their beaks changed. Now they can eat the different food on the different islands. Now the finches can survive.
منقارهایشان متفاوت بود چون غذای آنها متفاوت بود. داروین شروع به درک کردن کرد. مدتها قبل از آن، قناریها همه مشابه بودند. در جزایر گیاهان و حشرات وجود داشت. قناریها غذا میخواستند. آنها میخواستند زنده بمانند. آنها میخواستند گیاهان و حشرات بخورند. به آرامی منقارهایشان تغییر کرد. اکنون آنها میتوانند غذای متفاوت را در جزایر مختلف بخورند. اکنون قناریها میتوانند زنده بمانند.
Some years it is very hot. There is only a little water and the food changes. Maybe the finches’ beaks are going to change again, too. The scientists in the Galapagos Islands are watching them.
برخی از سالها بسیار گرم است. فقط کمی آب وجود دارد و غذا تغییر میکند. شاید منقارهای قناریها دوباره تغییر کنند. دانشمندان در جزایر گالاپاگوس به آنها نظارت میکنند.
There are thirteen families of finches on the islands. They are friendly birds and you can see them in the trees, on the beach, and in the towns.
در جزایر سیزده خانواده قناری وجود دارند. آنها پرندگان دوستانهای هستند و میتوانید آنها را در درختان، روی ساحل و در شهرها ببینید.
Charles Darwin visited Ecuador, Argentina, and Chile. He visited Cape Town in South Africa and places in Australia. In every new place he looked at the plants and watched the animals and the birds. How did they survive? What made them strong? Darwin's book, The Origin of Species, is very famous and important. Scientists and students read it and talk about his work today, many years later.
چارلز داروین از اکوادور، آرژانتین و شیلی بازدید کرد. او از کیپ تاون در آفریقای جنوبی و مکانهایی در استرالیا بازدید کرد. در هر مکان جدید، او به گیاهان نگاه کرد و حیوانات و پرندگان را تماشا کرد. چگونه آنها زنده ماندند؟ چه چیزی آنها را قوی کرد؟ کتاب داروین، منشأ گونهها، بسیار معروف و مهم است. دانشمندان و دانشآموزان آن را میخوانند و در مورد کار او امروز، سالها بعد، صحبت میکنند.
کلمات مهم:
- different: متفاوت
- changed: تغییر کرد
The Amazing Galapagos 3
گالاپاگوس شگفتانگیز 3
Chapter 3 | Part 1
It is Sunday. Sophie and David are not going to work today. They are going to go to the beach with their friends.
امروز یکشنبه است. سوفی و دیوید امروز قرار نیست به کار بروند. آنها قرار است به همراه دوستانشان به ساحل بروند.
What's the problem?
مشکل چیه؟
Who are you talking to? Ssh! I can't hear!
با کی داری صحبت میکنی؟ ششش! نمیتونم بشنوم!
It was Alex from Villamil. There are some whales on the beach.
این الکس از ویلامیل بود. چند نهنگ روی ساحل هستند.
Yes. Quick! There isn't much time.
بله. سریع! وقت زیادی نداریم.
It's very heavy!
خیلی سنگین است!
Is it dead?
آیا مرده است؟
No, but it's very unhappy! Come and help!
نه، اما خیلی ناراحت است! بیا و کمک کن!
Slowly, some of the whales go back into the ocean. Slowly, they swim away. Why do they come onto the beach? We don’t know.
آهسته، برخی از نهنگها به آرامی به اقیانوس بازمیگردند. آهسته، آنها شنا میکنند. چرا آنها به ساحل میآیند؟ ما نمیدانیم.
Chapter 3 | Part 2
Today we’re finishing the movie for the festival. It’s beautiful and we’re very happy with it. We have pictures of animals, birds, and plants. We have pictures of the volcano, the sharks, and the whales—and, of course, Lonesome George!
امروز فیلم را برای جشنواره تمام میکنیم. این فیلم زیبا است و ما از آن بسیار راضی هستیم. ما عکسهایی از حیوانات، پرندگان و گیاهان داریم. عکسهایی از آتشفشان، کوسهها و نهنگها داریم و البته جرج تنها!
The tortoise on Isabela wasn’t from his family, but the scientists are always looking for a Pinta Island tortoise. Sorry, George! Maybe one day ...
لاکپشت ایزابللا از خانوادهاش نبود، اما دانشمندان همیشه در جستجوی لاکپشتی از جزیره پینتا هستند. معذرت میخواهیم، جرج! شاید یک روز...
We have a lot of friends here now. Here is our new friend, a whale shark! She wanted to swim with us all day. She waited for us in the afternoon and played with us again. Whale sharks are very big, but they’re not dangerous. They don’t swim very quickly and they don’t eat people.
ما حالا دوستان زیادی داریم. در اینجا دوست جدید ما، یک کوسه نهنگ است! او میخواست تمام روز با ما شنا کند. او در بعد از ظهر منتظر ما ماند و دوباره با ما بازی کرد. کوسههای نهنگ خیلی بزرگ هستند، اما خطرناک نیستند. آنها خیلی سریع شنا نمیکنند و مردم را نمیخورند.
The islands are amazing and we don’t want to go. We want to stay here!
جزایر شگفتانگیز هستند و ما نمیخواهیم برویم. ما میخواهیم اینجا بمانیم!
The Amazing Galapagos 4
گالاپاگوس شگفتانگیز 4
Chapter 4 | Part 1
Hey! Look, David! That's about our movie!
هی! نگاه کن، دیوید! این فیلم درباره ماست!...
...and which movie did we like? The answer is... The Amazing Galapagos by Sophie and David. Come up here with us, please!
و کدام فیلم را دوست داشتیم؟ جواب این است... گالاپاگوس شگفتانگیز ساخته سوفی و دیوید. لطفاً بیایید اینجا با ما!
Sophie and David, here is $10,000 for you! Let’s have a photo!
سوفی و دیوید، اینجا 10,000 دلار برای شماست! بیایید یک عکس بگیریم!
It wasn’t a vacation— we worked every day and some nights, too. But we loved it.
این یک تعطیلات نبود— ما هر روز و برخی شبها کار کردیم. اما آن را دوست داشتیم.
We don’t know. Maybe...
نمیدانیم. شاید...
What are you going to do with the money?
با پول چه کار خواهید کرد؟
Yes, we do! We are going to go back to the Galapagos. We want to help the animals.
بله، ما میخواهیم! قرار است به گالاپاگوس بازگردیم. ما میخواهیم به حیوانات کمک کنیم.
محافظت توسط