کتاب داستان های سطح بندی شده

Dropdown Menu
Single Dropdown Button
برو ادامه مطالعه 📖
Chapter 1: Blackbeard's Story

Chapter 1: Blackbeard's Story

فصل ۱: داستان بلک‌بیرد

Chapter 1 | Part 1
The year is 1717. It is a bad time to be the captain of a ship in the Caribbean.
سال 1717 است. زمان بدی برای کاپیتان یک کشتی در کارائیب است.
Why? Because pirates are attacking any ship on the sea, and any small town near the sea, too.
چرا؟ زیرا دزدان دریایی به هر کشتی در دریا و هر شهر کوچک نزدیک دریا حمله می‌کنند.
The most famous pirate of them all is Blackbeard.
معروف‌ترین دزد دریایی از همه آن‌ها، بلک‌بیرد است.
He captures more than forty ships in under three years. This is his story.
او در کمتر از سه سال بیش از چهل کشتی را تصرف می‌کند. این داستان اوست.
When Queen Anne’s War finishes in 1713, English sailor Edward Teach has no work.
وقتی جنگ ملکه آن در سال 1713 تمام می‌شود، ملوان انگلیسی ادوارد تیچ کاری ندارد.
Teach is 34 years old, and comes from Bristol. He is only happy when he is at sea.
تیچ ۳۴ ساله است و اهل بریستول است. او فقط زمانی خوشحال است که در دریا باشد.
Soon Teach meets Benjamin Hornigold.
به زودی تیچ با بنجامین هورنی‌گولد آشنا می‌شود.
Hornigold is the captain of the pirate ship the Mary Anne.
هورنی‌گولد کاپیتان کشتی دزدان دریایی ماری آن است.
He is one of the nicer Caribbean pirates. There is a story about him.
او یکی از دزدان دریایی خوش‌اخلاق‌تر کارائیب است. درباره او داستانی وجود دارد.
One day, Hornigold’s crew go aboard a ship.
یک روز، خدمه هورنی‌گولد سوار یک کشتی می‌شوند.
Do they take money? No. They take the sailors’ hats!
آیا آن‌ها پول می‌گیرند؟ نه. آن‌ها کلاه‌های ملوانان را می‌گیرند!
Why? Because when Hornigold’s crew drink a lot, they throw their hats into the sea!
چرا؟ چون وقتی خدمه هورنی‌گولد زیاد می‌نوشند، کلاه‌هایشان را به دریا می‌اندازند!
Edward Teach is soon the captain of one of Hornigold’s smaller ships.
ادوارد تیچ به زودی کاپیتان یکی از کشتی‌های کوچک‌تر هورنی‌گولد می‌شود.
He is a quick thinker, and a good sailor, and he quickly learns to be a pirate.
او یک متفکر سریع و یک ملوان خوب است و به سرعت یاد می‌گیرد که یک دزد دریایی باشد.
In early 1717, Teach and Hornigold attack and capture six more small ships.
اوایل سال 1717، تیچ و هورنی‌گولد به شش کشتی کوچک دیگر حمله می‌کنند و آن‌ها را تصرف می‌کنند.
The Betty is one of them.
بتی یکی از آن‌هاست.
One day, the lookout on the Mary Anne calls out, ‘Ship to starboard!’
یک روز، دیده‌بان کشتی ماری آن فریاد می‌زند: «کشتی به سمت راست!»
The lookout is the man up on the ship’s mast.
دیده‌بان مردی است که بالای دکل کشتی است.
‘It’s a French ship, La Concorde,’ he cries. La Concorde is a very big ship.
«این یک کشتی فرانسوی به نام لا کنکورد است،» او فریاد می‌زند. لا کنکورد یک کشتی بسیار بزرگ است.
‘Make the guns ready!’ Captain Hornigold calls to his crew.
«توپ‌ها را آماده کنید!» کاپیتان هورنی‌گولد به خدمه‌اش دستور می‌دهد.
Hornigold’s three ships attack the French ship with their guns.
سه کشتی هورنی‌گولد با توپ‌هایشان به کشتی فرانسوی حمله می‌کنند.
Suddenly one of La Concorde’s masts comes down noisily.
ناگهان یکی از دکل‌های لا کنکورد با صدای بلند می‌افتد.
Some of the French crew die.
برخی از خدمه فرانسوی می‌میرند.
‘Make ready to go aboard!’ Teach tells his men.
«برای رفتن به کشتی آماده شوید!» تیچ به مردانش می‌گوید.
blacbird1
blacbird2
blacbird4
Chapter 1: Blackbeard's Story
Chapter 1 | Part 2
Teach and his men go aboard the French ship and the fight begins.
تیچ و مردانش سوار کشتی فرانسوی می‌شوند و نبرد آغاز می‌شود.
Pirates and Frenchmen die, but Teach’s men take the ship.
دزدان دریایی و فرانسوی‌ها می‌میرند، اما مردان تیچ کشتی را تصرف می‌کنند.
The captain and crew of La Concorde cannot stop them.
کاپیتان و خدمه لا کنکورد نمی‌توانند آن‌ها را متوقف کنند.
All the La Concorde crew feel very afraid.
تمام خدمه لا کنکورد بسیار ترسیده‌اند.
Their captain – Pierre Dosset – asks Teach, ‘Do you want to kill us?’
کاپیتانشان – پیر دوسه – از تیچ می‌پرسد: «می‌خواهی ما را بکشی؟»
‘No, I don’t,’ Teach says. ‘But tell me something. Where’s all your gold?’
«نه، نمی‌خواهم،» تیچ می‌گوید. «اما چیزی به من بگو. طلای شما کجاست؟»
The captain does not answer.
کاپیتان جواب نمی‌دهد.
blacbird6
Chapter 1: Blackbeard's Story
‘Speak, man, or you die!’ Teach says. He hits the French captain across the mouth.
«حرف بزن، مرد، وگرنه می‌میری!» تیچ می‌گوید. او کاپیتان فرانسوی را به دهانش می‌زند.
‘Never!’ says the captain. ‘Do your worst!’
«هرگز!» کاپیتان می‌گوید. «هر کاری که می‌توانی بکن!»
Teach walks across to a young French boy. ‘You, boy!’ he says to him.
تیچ به سمت یک پسر جوان فرانسوی می‌رود. «تو، پسر!» او به او می‌گوید.
‘What’s your name?’
«اسمت چیست؟»
‘Louis Arot, sir,’ the boy answers.
«لویس آرو، آقا،» پسر جواب می‌دهد.
‘Where’s the gold, boy?’ Teach asks. ‘Take me to it!’
«طلا کجاست، پسر؟» تیچ می‌پرسد. «مرا به آن ببر!»
Louis takes Teach to the captain’s cabin.
لویس تیچ را به کابین کاپیتان می‌برد.
‘The gold’s here, sir,’ he says.
«طلا اینجاست، آقا،» او می‌گوید.
‘Thank you, boy,’ Teach says, and he smiles.
«ممنون، پسر،» تیچ می‌گوید و لبخند می‌زند.

لیست کلمات مهم

  • captain - کاپیتان
  • ship - کشتی
  • pirates - دزدان دریایی
  • attacking - حمله کردن
  • famous - معروف
  • captures - تصرف کردن
  • Queen Anne’s War - جنگ ملکه آن
  • sailor - ملوان
  • crew - خدمه
  • aboard - سوار کشتی
  • throw - پرتاب کردن
  • lookout - دیده‌بان
  • mast - دکل
  • starboard - سمت راست کشتی
  • guns - توپ‌ها
  • fight - نبرد
  • gold - طلا
  • cabin - کابین / اتاق کاپیتان
blacbird7
Chapter 2: Queen Anne’s Revenge

Chapter 2:

فصل ۲:

Chapter 2 | Part 1
‘Your ship is my ship now,’ Teach tells the captain of La Concorde.
«کشتی شما حالا کشتی من است،» تیچ به کاپیتان لا کنکورد می‌گوید.
‘But I don’t like the French name. From today, it’s the Queen Anne’s Revenge!’
«اما من اسم فرانسوی آن را دوست ندارم. از امروز، نام آن انتقام ملکه آن است!»
‘Where are you taking us?’ the French captain asks.
«ما را کجا می‌بری؟» کاپیتان فرانسوی می‌پرسد.
‘To the island of Bequia,’ Teach tells him.
«به جزیره بکوا،» تیچ به او می‌گوید.
‘You and your crew can go ashore there.
«شما و خدمه‌تان می‌توانید آنجا به ساحل بروید.
But perhaps some of your men want to stay aboard and go with me.’
اما شاید برخی از مردان شما بخواهند در کشتی بمانند و با من بیایند.»
Teach is right. Some of the Frenchmen sail with him.
تیچ درست می‌گوید. برخی از فرانسوی‌ها با او می‌روند.
Louis Arot is one of them.
لویس آرو یکی از آن‌هاست.
‘You can have my old ship!’ Teach tells the French captain.
«شما می‌توانید کشتی قدیمی من را داشته باشید!» تیچ به کاپیتان فرانسوی می‌گوید.
Some days later, Captain Hornigold comes aboard the Queen Anne’s Revenge.
چند روز بعد، کاپیتان هورنی‌گولد سوار کشتی انتقام ملکه آن می‌شود.
‘You can have this ship now, Teach,’ Hornigold says.
«حالا می‌توانی این کشتی را داشته باشی، تیچ،» هورنی‌گولد می‌گوید.
‘I’m going home to my wife. No more pirate’s adventures for me. I’m tired of them.’
«من به خانه و نزد همسرم می‌روم. دیگر ماجراجویی دزدی دریایی برای من تمام شد. از آن خسته شده‌ام.»
blacbird10
blacbird9
Chapter 2: Queen Anne’s Revenge
‘The Queen Anne’s Revenge is the best pirate’s ship in the Caribbean!’ Teach tells his crew.
«کشتی انتقام ملکه آن بهترین کشتی دزدان دریایی در کارائیب است!» تیچ به خدمه‌اش می‌گوید.
‘Am I right?’
«درست می‌گویم؟»
‘Aye!’ Blackbeard’s men answer. ‘She’s the best of all the pirate ships!’
«بله!» مردان بلک‌بیرد جواب می‌دهند. «این بهترین کشتی از تمام کشتی‌های دزدان دریایی است!»
‘The best of ships for the Caribbean’s most famous pirate,’ Teach thinks.
«بهترین کشتی برای معروف‌ترین دزد دریایی کارائیب،» تیچ فکر می‌کند.
For the next half year, Teach and his crew bring terror to ships all over the Caribbean.
در نیم سال بعد، تیچ و خدمه‌اش وحشت را به کشتی‌های سراسر کارائیب می‌آورند.
Soon, every ship’s captain and every sailor knows about Teach.
به زودی، هر کاپیتان کشتی و هر ملوانی درباره تیچ می‌داند.
blacbird11
Chapter 2: Blackbeard the Pirate
Chapter 2 | Part 2
Because Teach has a long black beard, people give him a new name – ‘Blackbeard the Pirate’.
چون تیچ ریش بلند و سیاهی دارد، مردم به او نام جدیدی می‌دهند – «بلک‌بیرد، دزد دریایی».
He’s the most frightening of all the pirates on the sea.
او ترسناک‌ترین دزد دریایی در تمام دریاهاست.
Alexander Spotswood is the Governor of Virginia.
الکساندر اسپاتس‌وود فرماندار ویرجینیا است.
Every day, ships’ captains come to him with frightening stories about Blackbeard the Pirate.
هر روز، کاپیتان‌های کشتی‌ها با داستان‌های ترسناک درباره بلک‌بیرد، دزد دریایی، نزد او می‌آیند.
‘We must stop this man Blackbeard!’ Spotswood says, angrily.
«ما باید این مرد بلک‌بیرد را متوقف کنیم!» اسپاتس‌وود با عصبانیت می‌گوید.
‘That’s easy to say,’ Lieutenant Robert Maynard of the Royal Navy tells him.
«این گفتنش آسان است،» ستوان رابرت مینارد از نیروی دریایی سلطنتی به او می‌گوید.
‘But his ship, the Queen Anne’s Revenge, is fast and it has forty guns.’
«اما کشتی او، انتقام ملکه آن، سریع است و چهل توپ دارد.»
At the same time Blackbeard and his men are all ashore.
در همان زمان بلک‌بیرد و مردانش همگی در ساحل هستند.
They are drinking juice happily in the pirate town of Port Royal in Jamaica.
آن‌ها با خوشحالی در شهر دزدان دریایی پورت رویال در جامائیکا نوشیدنی می‌نوشند.
‘Do I want to stop being a pirate, go ashore, take a wife, and live to be an old man?’ thinks Blackbeard.
«آیا می‌خواهم دزدی دریایی را متوقف کنم، به ساحل بروم، ازدواج کنم و به سن پیری برسم؟» بلک‌بیرد فکر می‌کند.
He has fourteen wives, or a woman in every town in the Caribbean, people say.
او چهارده همسر دارد، یا به گفته مردم، در هر شهر کارائیب یک زن دارد.
But he cannot forget the easy money, the gold, and all of his exciting adventures at sea.
اما او نمی‌تواند پول آسان، طلا و تمام ماجراجویی‌های هیجان‌انگیزش در دریا را فراموش کند.
And he cannot leave his pirate ship for a house ashore.
و نمی‌تواند کشتی دزدی دریایی‌اش را برای یک خانه در ساحل ترک کند.

لیست کلمات مهم

  • Revenge - انتقام
  • island - جزیره
  • ashore - در ساحل
  • sail - دریانوردی
  • wife - همسر
  • adventures - ماجراجویی‌ها
  • terror - وحشت
  • beard - ریش
  • frightening - ترسناک
  • Governor - فرماندار
  • Lieutenant - ستوان
  • Royal Navy - نیروی دریایی سلطنتی
blacbird12
Chapter 3: The Adventure

Chapter 3: The Adventure

فصل ۳: ماجراجویی

Chapter 3 | Part 1
In April that year, Blackbeard captures a new ship – the Adventure – near Honduras.
در آوریل همان سال، بلک‌بیرد یک کشتی جدید – ماجراجویی – نزدیک هندوراس تصرف می‌کند.
‘You can sail with me, Herriot,’ he tells the captain. ‘You can be one of my crew.’
«می‌توانی با من دریانوردی کنی، هریوت،» او به کاپیتان می‌گوید. «می‌توانی یکی از خدمه من باشی.»
Captain David Herriot is afraid. He cannot say ‘no’ to Blackbeard.
کاپیتان دیوید هریوت می‌ترسد. او نمی‌تواند به بلک‌بیرد «نه» بگوید.
‘Aye, aye, Captain,’ he says.
«بله، بله، کاپیتان،» او می‌گوید.
Some weeks later, they sail near the Cayman Islands.
چند هفته بعد، آن‌ها نزدیک جزایر کیمن دریانوردی می‌کنند.
‘Spanish ship to starboard, captain!’ calls the lookout of the Queen Anne’s Revenge.
«کشتی اسپانیایی به سمت راست، کاپیتان!» دیده‌بان کشتی انتقام ملکه آن فریاد می‌زند.
‘To the guns men!’ Blackbeard calls. ‘And be ready to go aboard when I say!’
«به سمت توپ‌ها بروید!» بلک‌بیرد دستور می‌دهد. «و آماده باشید که وقتی گفتم به کشتی بروید!»
blacbird13
Chapter 3: Blackbeard's Battles
Chapter 3 | Part 2
The guns of the Queen Anne’s Revenge and the Adventure are soon firing at the Spanish ship.
توپ‌های کشتی انتقام ملکه آن و ماجراجویی به زودی به سمت کشتی اسپانیایی شلیک می‌کنند.
‘To the boats!’ Blackbeard tells his men.
«به سمت قایق‌ها بروید!» بلک‌بیرد به مردانش دستور می‌دهد.
The men put small boats into the sea and jump into them.
مردان قایق‌های کوچک را به دریا می‌اندازند و به آن‌ها می‌پرند.
When Blackbeard and his men go aboard the Spanish ship, the Spanish crew and their captain are ready and waiting.
وقتی بلک‌بیرد و مردانش به کشتی اسپانیایی می‌روند، خدمه اسپانیایی و کاپیتانشان آماده و منتظر هستند.
And they fight well.
و آن‌ها به خوبی مبارزه می‌کنند.
But Blackbeard has many men, and in the end he captures the ship.
اما بلک‌بیرد مردان زیادی دارد و در نهایت کشتی را تصرف می‌کند.
With his long black beard, his pistols, and his sword he looks a very frightening man.
با ریش بلند و سیاهش، تپانچه‌ها و شمشیرش، او مردی بسیار ترسناک به نظر می‌رسد.
Soon after that, Blackbeard puts the captain and the crew of the Spanish ship ashore on a small island.
اندکی بعد، بلک‌بیرد کاپیتان و خدمه کشتی اسپانیایی را در جزیره‌ای کوچک به ساحل می‌فرستد.
Now the Cubana is Blackbeard’s ship, too.
حالا کوبانا هم کشتی بلک‌بیرد است.
In May 1718 Blackbeard and his ships are near the town of Charleston in South Carolina.
در می ۱۷۱۸ بلک‌بیرد و کشتی‌هایش نزدیک شهر چارلستون در کارولینای جنوبی هستند.
‘We need medicine,’ the ship’s doctor tells Blackbeard.
«ما به دارو نیاز داریم،» دکتر کشتی به بلک‌بیرد می‌گوید.
‘Some of the crew have a fever, and there’s no medicine for them on the ship.’
«برخی از خدمه تب دارند و هیچ دارویی برای آن‌ها روی کشتی وجود ندارد.»
‘Then let’s find some,’ Blackbeard says.
«پس بیایید مقداری پیدا کنیم،» بلک‌بیرد می‌گوید.
‘How?’ the doctor asks. ‘We can’t go into Charleston. We’re pirates, and they can capture us and kill us there.’
«چطور؟» دکتر می‌پرسد. «ما نمی‌توانیم به چارلستون برویم. ما دزد دریایی هستیم و آن‌ها می‌توانند ما را اسیر کنند و آنجا بکشند.»
‘Then the good people of Charleston can bring the medicine to us,’ Blackbeard says, and he laughs.
«پس مردم خوب چارلستون می‌توانند دارو را برای ما بیاورند،» بلک‌بیرد می‌گوید و می‌خندد.

لیست کلمات مهم

  • Adventure - ماجراجویی
  • crew - خدمه
  • sail - دریانوردی
  • starboard - سمت راست کشتی
  • guns - توپ‌ها
  • boats - قایق‌ها
  • jump - پریدن
  • pistols - تپانچه‌ها
  • sword - شمشیر
  • medicine - دارو
  • fever - تب
blacbird14
blacbird15
Chapter 3: The Adventure

Chapter 4: The Adventure

فصل 4: ماجراجویی

Chapter 4 | Part 1
In April that year, Blackbeard captures a new ship – the Adventure – near Honduras.
در آوریل همان سال، بلک‌بیرد یک کشتی جدید – ماجراجویی – نزدیک هندوراس تصرف می‌کند.
‘You can sail with me, Herriot,’ he tells the captain. ‘You can be one of my crew.’
«می‌توانی با من دریانوردی کنی، هریوت،» او به کاپیتان می‌گوید. «می‌توانی یکی از خدمه من باشی.»
Captain David Herriot is afraid. He cannot say ‘no’ to Blackbeard.
کاپیتان دیوید هریوت می‌ترسد. او نمی‌تواند به بلک‌بیرد «نه» بگوید.
‘Aye, aye, Captain,’ he says.
«بله، بله، کاپیتان،» او می‌گوید.
Some weeks later, they sail near the Cayman Islands.
چند هفته بعد، آن‌ها نزدیک جزایر کیمن دریانوردی می‌کنند.
‘Spanish ship to starboard, captain!’ calls the lookout of the Queen Anne’s Revenge.
«کشتی اسپانیایی به سمت راست، کاپیتان!» دیده‌بان کشتی انتقام ملکه آن فریاد می‌زند.
‘To the guns men!’ Blackbeard calls. ‘And be ready to go aboard when I say!’
«به سمت توپ‌ها بروید!» بلک‌بیرد دستور می‌دهد. «و آماده باشید که وقتی گفتم به کشتی بروید!»
blacbird16
Chapter 4: Blackbeard’s Demands
Tell the governor, “Send a chest of medicine to the Queen Anne’s Revenge.”’
«به فرماندار بگو: "یک صندوق دارو به کشتی انتقام ملکه آن بفرستید."»
‘You and your son can go to Charleston when the medicine arrives, but not before then.’
«شما و پسرتان می‌توانید وقتی دارو رسید به چارلستون بروید، اما قبل از آن نه.»
‘Tell the governor, “No ships can come into – or leave – Charleston before the medicine arrives on the Queen Anne’s Revenge.”’
«به فرماندار بگو: "هیچ کشتی نمی‌تواند وارد یا خارج از چارلستون شود تا زمانی که دارو به کشتی انتقام ملکه آن برسد."»
Chapter 4 | Part 2
When it is ready, two of Blackbeard’s men take the letter to the governor.
وقتی نامه آماده شد، دو نفر از مردان بلک‌بیرد آن را به فرماندار می‌برند.
For three days Blackbeard waits for the medicine. The councillor is very afraid all this time.
بلک‌بیرد سه روز برای دارو منتظر می‌ماند. مشاور تمام این مدت بسیار ترسیده است.
‘Blackbeard can easily kill my son and me!’ he thinks. ‘Where’s the medicine? Perhaps my friend the governor doesn’t want to send it.’
او فکر می‌کند: «بلک‌بیرد به راحتی می‌تواند من و پسرم را بکشد! دارو کجاست؟ شاید دوستم، فرماندار، نمی‌خواهد آن را بفرستد.»
The next day, the chest of medicine arrives.
روز بعد، صندوق دارو می‌رسد.
The councillor and his son go ashore. The Crowley’s captain takes them in a small boat.
مشاور و پسرش به ساحل می‌روند. کاپیتان کشتی "کرولی" آن‌ها را با یک قایق کوچک می‌برد.
He is very angry.
او بسیار عصبانی است.
‘Blackbeard,’ he calls up from the boat. ‘Your last days are near! Be ready to die.’
او از قایق فریاد می‌زند: «بلک‌بیرد، روزهای آخر تو نزدیک است! آماده مرگ باش.»
Blackbeard laughs at him.
بلک‌بیرد به او می‌خندد.
Later that year, Blackbeard gives Charles Eden some gold.
بعدتر در همان سال، بلک‌بیرد مقداری طلا به چارلز ادن می‌دهد.
Eden is the Governor of North Carolina.
ادن فرماندار کارولینای شمالی است.
He gives a pardon from King George to his friend Blackbeard.
او عفوی از طرف پادشاه جورج به دوستش بلک‌بیرد می‌دهد.
blacbird17
Chapter 4: Blackbeard’s Demands and Adventures
Chapter 4 | Part 3
The next day, Blackbeard captures a French ship and kills its crew.
روز بعد، بلک‌بیرد یک کشتی فرانسوی را تصرف می‌کند و خدمه آن را می‌کشد.
He gives sugar from the ship to Eden.
او شکر کشتی را به ادن می‌دهد.
‘No more pirate adventures, Blackbeard. Don’t forget your pardon,’ says Eden.
ادن می‌گوید: «دیگر ماجراجویی‌های دزدی دریایی تمام شده است، بلک‌بیرد. عفوت را فراموش نکن.»
‘I’m not a pirate now,’ answers Blackbeard.
«من حالا دیگر دزد دریایی نیستم،» بلک‌بیرد پاسخ می‌دهد.
‘This sugar is from an abandoned ship.’
«این شکر از یک کشتی رها شده است.»
Eden says nothing, and he takes the sugar.
ادن چیزی نمی‌گوید و شکر را برمی‌دارد.

لیست کلمات مهم

  • abandoned - رها شده
  • sugar - شکر
  • capture - تصرف کردن
  • surrender - تسلیم شدن
  • councillor - مشاور
  • letter - نامه
  • medicine - دارو
  • Governor - فرماندار
  • ashore - به ساحل
  • gold - طلا
  • pardon - عفو
blacbird18
Chapter 5: Blackbeard's Blockade

Chapter 5: Blackbeard's Blockade

فصل ۵: محاصره بلک‌بیرد

Chapter 5 | Part 1
The Virginia Governor, Alexander Spotswood, hears the news about Blackbeard’s blockade of Charleston.
فرماندار ویرجینیا، الکساندر اسپاتسوود، خبر محاصره چارلستون توسط بلک‌بیرد را می‌شنود.
‘He can’t do this to us!’ Spotswood says, angrily.
اسپاتسوود با عصبانیت می‌گوید: «او نمی‌تواند این کار را با ما بکند!»
Lieutenant Robert Maynard of the British Royal Navy is with the governor.
ستوان رابرت مینارد از نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا همراه فرماندار است.
‘How can we catch Blackbeard?’ Spotswood asks him.
اسپاتسوود از او می‌پرسد: «چطور می‌توانیم بلک‌بیرد را دستگیر کنیم؟»
‘He isn’t an easy man to find,’ Maynard says. ‘We need help. We must wait for more ships from England.’
مینارد می‌گوید: «او مردی نیست که به راحتی پیدا شود. ما به کمک نیاز داریم. باید منتظر کشتی‌های بیشتری از انگلستان باشیم.»
‘No,’ Spotswood says. ‘We must do something now.’
اسپاتسوود می‌گوید: «نه، باید همین حالا کاری انجام دهیم.»
Soon after that, Blackbeard sails to Old Topsail Inlet in North Carolina.
اندکی بعد، بلک‌بیرد به ورودی قدیمی تاپسیل در کارولینای شمالی حرکت می‌کند.
By now, there are three hundred pirates on his three ships.
تا این زمان، سه‌صد دزد دریایی در سه کشتی او حضور دارند.
When they arrive, the Queen Anne’s Revenge and one of the smaller ships – the Cubana – go aground.
وقتی می‌رسند، کشتی انتقام ملکه آن و یکی از کشتی‌های کوچک‌تر - "کوبانا" - به گل می‌نشینند.
Only the Adventure is all right because she is far behind them.
فقط "ادونچر" سالم می‌ماند زیرا خیلی عقب‌تر از آن‌ها است.
‘We must wait for the sea to come in tonight before we can move,’ Blackbeard tells his crew.
بلک‌بیرد به خدمه‌اش می‌گوید: «باید تا شب صبر کنیم تا دریا بالا بیاید و بتوانیم حرکت کنیم.»
‘Take some rum ashore in the small boats, and wait there.’
«مقداری رام را در قایق‌های کوچک به ساحل ببرید و آنجا منتظر بمانید.»
So the pirates from the Queen Anne’s Revenge and the Cubana make their boats ready to go ashore.
بنابراین دزدان دریایی از کشتی انتقام ملکه آن و کوبانا قایق‌های خود را برای رفتن به ساحل آماده می‌کنند.
blacbird19
Chapter 5: Blackbeard’s Escape
Chapter 5 | Part 2
That evening, Blackbeard’s men drink rum and sing.
آن شب، مردان بلک‌بیرد رام می‌نوشند و آواز می‌خوانند.
Most of them drink a lot, and they go to sleep early before it’s dark.
بیشتر آن‌ها مقدار زیادی می‌نوشند و قبل از تاریکی به خواب می‌روند.
But some don’t drink much, and they don’t go to sleep.
اما بعضی‌ها زیاد نمی‌نوشند و نمی‌خوابند.
‘Come with me,’ Blackbeard says quietly to these men. ‘We can go now.’
بلک‌بیرد به آرامی به این مردان می‌گوید: «با من بیایید. می‌توانیم همین حالا برویم.»
They take three of the small boats out to the Adventure.
آن‌ها سه قایق کوچک را به سوی "ادونچر" می‌برند.
And they take all of the treasure with them, too.
و همچنین تمام گنج را با خود می‌برند.
In the morning, the pirates ashore look for the Adventure.
صبح روز بعد، دزدان دریایی در ساحل به دنبال "ادونچر" می‌گردند.
‘Where’s the ship?’ they ask. ‘More importantly, where’s Blackbeard?’
آن‌ها می‌پرسند: «کشتی کجاست؟ مهم‌تر از آن، بلک‌بیرد کجاست؟»
‘And most important of all, where’s the treasure?’ cries one man.
و یکی از آن‌ها فریاد می‌زند: «و از همه مهم‌تر، گنج کجاست؟»
With a smaller crew and only one ship now, Blackbeard can move faster than before.
اکنون با خدمه‌ای کوچک‌تر و تنها یک کشتی، بلک‌بیرد می‌تواند سریع‌تر از قبل حرکت کند.
‘One ship isn’t very easy to catch,’ Blackbeard tells his crew.
بلک‌بیرد به خدمه‌اش می‌گوید: «گرفتن یک کشتی خیلی آسان نیست.»
‘The Governor of Virginia wants us all dead!’ Blackbeard thinks.
بلک‌بیرد فکر می‌کند: «فرماندار ویرجینیا می‌خواهد همه ما را بکشد!»
‘But can he kill me – the most famous pirate in the Caribbean? No!’
«اما آیا او می‌تواند من - معروف‌ترین دزد دریایی کارائیب - را بکشد؟ نه!»

لیست کلمات مهم

  • news - خبر
  • blockade - محاصره
  • Lieutenant - ستوان
  • aground - به گل نشستن
  • rum - رام (نوعی مشروب)
  • treasure - گنج
  • catch - گرفتن، دستگیر کردن
blacbird20
Chapter 6: The Last Battle

Chapter 6: The Last Battle

فصل ۶: آخرین نبرد

Chapter 6 | Part 1
In December 1718, Governor Spotswood hears more news about Blackbeard.
در دسامبر ۱۷۱۸، فرماندار اسپاتسوود اخبار بیشتری درباره بلک‌بیرد می‌شنود.
‘He’s at Ocracoke Inlet near North Carolina,’ a Royal Navy captain tells him.
یک کاپیتان نیروی دریایی سلطنتی به او می‌گوید: "او در ورودی اوکراکوک نزدیک کارولینای شمالی است."
‘Do you hear that, Maynard?’ Spotswood asks. ‘What can we do about it?’
اسپاتسوود می‌پرسد: "ماینارد، شنیدی؟ چه کاری می‌توانیم در این مورد انجام دهیم؟"
‘Good,’ Spotswood says. ‘When can you leave?’
اسپاتسوود می‌گوید: "خوب، چه زمانی می‌توانی حرکت کنی؟"
‘In two days,’ Maynard answers.
ماینارد پاسخ می‌دهد: "تا دو روز دیگر."
Spotswood laughs. ‘Blackbeard, we’ve got you!’ he says.
اسپاتسوود می‌خندد و می‌گوید: "بلک‌بیرد، تو را گیر انداختیم!"
‘I can take the Jane up to North Carolina with 35 men aboard,’ Maynard says.
ماینارد می‌گوید: "من می‌توانم کشتی جین را با ۳۵ نفر به سمت کارولینای شمالی ببرم."
‘And the Ranger can come with us, with 25 men under their captain, Mr Hyde.’
"و کشتی رنجر هم می‌تواند با ما بیاید، همراه با ۲۵ نفر تحت فرمان کاپیتانشان، آقای هاید."
On December 21, 1718 the ships Jane and Ranger sail to Ocracoke Inlet. They put down their anchors.
در ۲۱ دسامبر ۱۷۱۸، کشتی‌های جین و رنجر به سمت ورودی اوکراکوک حرکت می‌کنند. آنها لنگرهایشان را می‌اندازند.
Some of Blackbeard’s crew are in the town of Bath not far away.
بعضی از خدمه بلک‌بیرد در شهر بث که خیلی دور نیست حضور دارند.
Only eighteen men are with him on his ship, the Adventure.
فقط هجده نفر همراه او در کشتی‌اش، ادونچر هستند.
‘The Royal Navy’s here, Captain!’ the lookout calls.
نگهبان فریاد می‌زند: "نیروی دریایی سلطنتی اینجاست، کاپیتان!"
‘They’re waiting for morning before they attack,’ Blackbeard says.
بلک‌بیرد می‌گوید: "آنها منتظر صبح هستند تا حمله کنند."
Blackbeard drinks some water. ‘Can this be my last night, and my last fight tomorrow?’ he thinks.
بلک‌بیرد کمی آب می‌نوشد. او فکر می‌کند: "آیا این می‌تواند آخرین شب من و آخرین نبردم فردا باشد؟"
blacbird21
Chapter 6: The Last Battle
Chapter 6 | Part 2
‘Fire!’ Blackbeard calls to his men at their guns.
"آتش!" بلک‌بیرد به مردانش که کنار توپ‌ها هستند فرمان می‌دهد.
Next morning, the Jane and the Ranger move up the inlet.
صبح روز بعد، کشتی جین و رنجر به سمت ورودی پیشروی می‌کنند.
‘They’re coming, Captain!’ the Adventure’s lookout calls.
نگهبان کشتی ادونچر فریاد می‌زند: "آنها دارند می‌آیند، کاپیتان!"
Lieutenant Maynard brings the Jane next to the Adventure.
ستوان ماینارد کشتی جین را در کنار کشتی ادونچر می‌آورد.
‘Guns ready!’ Maynard calls to his gunners. ‘Fire!’
ماینارد به توپچی‌هایش می‌گوید: "توپ‌ها آماده!" سپس فرمان می‌دهد: "آتش!"
The Adventure’s guns hit the Ranger and kill some sailors. Captain Hyde is one of them.
توپ‌های کشتی ادونچر به کشتی رنجر اصابت می‌کنند و تعدادی از ملوانان کشته می‌شوند. کاپیتان هاید یکی از آنهاست.

لیست کلمات مهم

  • guns - توپ‌ها
  • inlet - ورودی آب
  • lookout - نگهبان
  • gunners - توپچی‌ها
  • hit - اصابت کردن
  • sailors - ملوانان
blacbird22
Chapter 6: Blackbeard's End
‘Look! There aren’t many sailors on deck there now!’ Blackbeard calls to his men. ‘Let’s fight them!’ And he jumps across to the Jane.
"نگاه کنید! الان ملوانان زیادی روی عرشه نیستند!" بلک‌بیرد به مردانش می‌گوید. "بیایید با آنها بجنگیم!" و به سمت جین می‌پرد.
But Maynard’s men are waiting. Suddenly they all come out from below the deck and begin to fight the pirates.
اما مردان مینارد منتظر هستند. ناگهان همه آنها از زیر عرشه بیرون می‌آیند و شروع به جنگیدن با دزدان دریایی می‌کنند.
Chapter 6 | Part 3
Now Blackbeard meets Maynard. ‘Are you ready to die, Lieutenant?’ Blackbeard asks, and he laughs. Maynard does not answer, but he hits Blackbeard’s arm with his sword.
حالا بلک‌بیرد با مینارد روبرو می‌شود. "آیا آماده مردن هستی، ستوان؟" بلک‌بیرد می‌پرسد و می‌خندد. مینارد جواب نمی‌دهد، اما بازوی بلک‌بیرد را با شمشیرش می‌زند.
One of the sailors fires his pistol at Blackbeard.
یکی از ملوانان تپانچه‌اش را به سمت بلک‌بیرد شلیک می‌کند.
Suddenly, Maynard’s sword breaks. Blackbeard laughs. But Maynard quickly takes his pistol and fires at the pirate captain.
ناگهان شمشیر مینارد می‌شکند. بلک‌بیرد می‌خندد. اما مینارد سریعاً تپانچه‌اش را برمی‌دارد و به سمت کاپیتان دزد دریایی شلیک می‌کند.
He hits Blackbeard. Maynard fires his pistol again—and again—and again. In the end Blackbeard falls down on to the deck.
او بلک‌بیرد را می‌زند. مینارد بارها و بارها تپانچه‌اش را شلیک می‌کند. در نهایت، بلک‌بیرد روی عرشه می‌افتد.
Blackbeard dies with five pistol wounds and twenty sword wounds in his body. ‘I want his head!’ Maynard says. ‘The head of the most famous pirate in the Caribbean!’
بلک‌بیرد با پنج زخم تپانچه و بیست زخم شمشیر در بدنش می‌میرد. مینارد می‌گوید: "من سرش را می‌خواهم! سر معروف‌ترین دزد دریایی در کارائیب!"
Maynard sails back to Virginia with Blackbeard’s head on the front of his ship. With Blackbeard dead, the best days of the Caribbean pirates are past.
مینارد با سر بلک‌بیرد که روی جلوی کشتی‌اش قرار دارد به ویرجینیا بازمی‌گردد. با مرگ بلک‌بیرد، بهترین روزهای دزدان دریایی کارائیب به پایان می‌رسد.
But two hundred of Blackbeard’s pirates escape. And nobody finds his treasure. Is this Edward Teach’s revenge?
اما دویست نفر از دزدان دریایی بلک‌بیرد فرار می‌کنند. و هیچ‌کس گنج او را پیدا نمی‌کند. آیا این انتقام ادوارد تیچ است؟
Who knows? But the legend of Blackbeard stays alive to this day.
چه کسی می‌داند؟ اما افسانه بلک‌بیرد تا به امروز زنده باقی مانده است.

لیست کلمات مهم

  • Governor - فرماندار
  • Royal Navy - نیروی دریایی سلطنتی
  • deck - عرشه
  • escape - فرار کردن
  • fire - شلیک کردن
  • sailors - ملوانان
  • wounds - زخم‌ها
  • legend - افسانه
image 7