Participle clauses with adverbial meaning 1
🎯 آموزش جامع Participle Clauses با معنی قیدی (Adverbial Meaning)
✅ Participle Clause یعنی چی؟
Participle Clause یک جور جملهٔ کوتاهشده است که توش از شکلهای
ing یا ed فعل استفاده میکنیم. این جملههای کوتاهشده معمولاً
اطلاعات اضافی دربارهٔ موارد زیر میدهند:
- ⏰ زمان (وقتی که کاری اتفاق میافتد)
- 🎯 دلیل (چرا کاری اتفاق افتاده)
- 📈 نتیجه (بعدش چه شده)
- ⚙️ شرط (اگر فلان اتفاق بیفتد)
- 🖐️ حالت یا چگونگی انجام کار
چرا استفاده کنیم؟
- جملهها را کوتاهتر و روانتر میکند.
- نوشتارمان را طبیعی و حرفهای نشان میدهد.
- بهجای دو جملهٔ ساده، یک جملهٔ ترکیبی جذاب خواهیم داشت.
✅ Present Participle (-ing)
فعل را با ing میآوریم؛ معمولاً معنی «وقتی که…»، «در حالی که…» یا «چون…» میدهد.
مثالها:
- Opening her eyes, the baby began to cry.
وقتی چشمهایش را باز کرد، بچه شروع کرد به گریه کردن.
- Walking to school, I saw an accident.
در راه مدرسه، یک تصادف دیدم.
- Feeling tired, he went to bed early.
چون خسته بود، زود رفت بخوابد.
- Knowing the answer, she didn’t ask any questions.
چون جواب را میدانست، سؤالی نپرسید.
نکتهٔ مهم: فاعل Participle Clause باید با فاعل جملهٔ اصلی یکی باشد.
❌ Walking to school, the car hit me.
✅ Walking to school, I was hit by a car.
✅ Past Participle (-ed / شکل سوم)
برای حالت مجهولی یا عملی که کامل شده است بهکار میرود.
مثالها:
- Faced with a bill for £10,000, Ivan has taken an extra job.
چون با قبض دههزار پوندی مواجه شد، ایوان یک کار اضافه گرفت.
- Left alone in the room, she started crying.
وقتی تنها در اتاق ماند، گریه کرد.
- Built in 1800, the church is still in good condition.
کلیسا که در ۱۸۰۰ ساخته شده، هنوز وضعیت خوبی دارد.
- Impressed by his speech, the audience applauded loudly.
تحت تأثیر سخنانش قرار گرفتند و بلند دست زدند.
✅ Having + Past Participle
برای تأکید بر عملی که قبل از فعل اصلی تمام شده است.
مثالها:
- Having finished the book, I went to bed.
چون کتاب را تمام کرده بودم، رفتم بخوابم.
- Having eaten lunch, they left the restaurant.
چون ناهار خورده بودند، رستوران را ترک کردند.
- Having lost his keys, he couldn’t open the door.
چون کلیدهایش را گم کرده بود، نتوانست در را باز کند.
- Having been warned about the traffic, she left home earlier.
چون دربارهٔ ترافیک هشدار داده شده بود، زودتر خانه را ترک کرد.
✅ موقعیت Participle Clause در جمله
میتواند در ابتدا، وسط یا انتهای جمله بیاید.
اول جمله:
- Looking out of the window, I saw it was raining.
وقتی از پنجره بیرون را نگاه کردم، دیدم باران میآید.
وسط جمله:
- The man, wearing a black coat, crossed the street.
مردی با پالتوی مشکی از خیابان عبور کرد.
آخر جمله:
- She sat in the corner, crying silently.
گوشه نشست و بیصدا گریه کرد.
✅ Passive Participle Clause
- Imported from Italy, the fruit was very expensive.
چون از ایتالیا وارد شده بود، میوه خیلی گران بود.
- Surrounded by friends, she felt happy.
چون دورش پر از دوست بود، خوشحال بود.
- Built in 1990, the house looks modern.
خانه که در ۱۹۹۰ ساخته شده، مدرن به نظر میآید.
✅ بعد از حرف اضافه
- After finishing my homework, I watched TV.
بعد از تمام کردن تکالیفم، تلویزیون تماشا کردم.
- Without saying a word, he left the room.
بدون گفتن کلمهای، اتاق را ترک کرد.
- Instead of waiting for the bus, we took a taxi.
بهجای منتظر ماندن برای اتوبوس، تاکسی گرفتیم.
✅ بعضی ساختارهای ویژه
- Some being over 2000 years old, the collection of vases is priceless.
بعضیشان بیش از ۲۰۰۰ سال قدمت دارند؛ مجموعه گلدانها بیقیمت است.
✅ Negative Participle Clauses
- Not knowing what to do, I asked for help.
چون نمیدانستم چه کنم، کمک خواستم.
- Not wanting to be late, he left home early.
چون نمیخواست دیر کند، زود از خانه رفت.
✅ خلاصهٔ نکات کلیدی
- دو عمل همزمان → Present Participle
- یک عمل قبلتر تمام شده → Having + Past Participle
- جملهٔ مجهول → Past Participle
- بیان دلیل → هر دو ساختار بالا
- فاعل باید یکی باشد!
💡 مثالهای بیشتر (با ترجمه)
- Hearing a noise, I went downstairs.
وقتی صدایی شنیدم، رفتم پایین.
- Broken by the storm, the tree fell across the road.
شکستهشده توسط طوفان، درخت وسط خیابان افتاد.
- Having studied all night, he was very tired.
چون کل شب درس خوانده بود، خیلی خسته بود.
- Not having any money, I couldn’t buy the ticket.
چون هیچ پولی نداشتم، نتوانستم بلیت بخرم.
- Seeing the police, the thief ran away.
وقتی پلیس را دید، دزد فرار کرد.
- Having been stolen, the car was never found.
چون دزدیده شده بود، ماشین هیچوقت پیدا نشد.
📚 داستان انگلیسی با استفاده از Participle Clauses
متن انگلیسی
Waking up early, Sarah decided to go for a run. Running through the park, she enjoyed the cool morning air. Having trained for weeks, she felt strong and full of energy. Reaching the river, she stopped for a moment, watching the sun rise. Suddenly, seeing a dog running towards her, she smiled. The dog, wagging its tail, seemed very friendly. Not wanting to be late for work, Sarah started running back home. Having finished her run, she quickly took a shower and left the house, feeling happy and refreshed.
🇮🇷 ترجمه فارسی
سارا که صبح زود بیدار شده بود، تصمیم گرفت برود بدود. در حالی که از پارک میگذشت، از هوای خنک صبح لذت میبرد. چون چند هفته تمرین کرده بود، احساس قدرت و انرژی زیادی میکرد. وقتی به رودخانه رسید، برای لحظهای ایستاد و طلوع خورشید را تماشا کرد. ناگهان، وقتی سگی را دید که به سمتش میدوید، لبخند زد. سگ که دمش را تکان میداد، خیلی دوستانه به نظر میرسید. چون نمیخواست دیر به سر کار برسد، سارا شروع کرد به دویدن به سمت خانه. وقتی دویدنش را تمام کرد، سریع دوش گرفت و از خانه خارج شد، در حالی که خوشحال و سرحال بود.
حالا وقتشه با درسی که الان یاد گرفتیم بریم چند تا تست بزنیم که مهارت خودمون رو در این درس بسنجیم.
آزمون: Participle Clauses with Adverbial Meaning
1. ______ the key, I couldn’t open the door.
2. ______ for the bus, I checked my emails.
3. The woman, ______ a red coat, is my teacher.
4. ______ by his speech, everyone applauded.
5. ______ the documents, he put them back in the drawer.
6. ______ the exam, she went out to celebrate.
7. ______ a noise, I looked outside.
8. The castle, ______ in the 12th century, is a famous tourist attraction.
9. ______ what to say, he stayed silent.
10. The books, ______ on the table, belong to John.
11. ______ all night, he was very tired.
12. The fruit, ______ from Spain, was very expensive.
13. ______ around, I noticed someone was following me.
14. ______ by her beauty, he couldn’t speak.
15. ______ early, we caught the first train.
16. ______ the cake, she put it in the fridge.
17. ______ from the cold, the cat found shelter under a car.
18. ______ his mistake, he apologised quickly.
19. ______ the news, they all started laughing.
20. The old house, ______ for years, is now a museum.