Linking Verbs: be, appear, seem; become, get, etc
(افعال ربطی: be, become, seem, appear, get, look, feel, sound, stay و ...)
در زبان انگلیسی، بعضی از فعلها هستن که کاری انجام نمیدن (مثل go = رفتن، eat = خوردن). بلکه فقط یه چیزی در مورد حالت، ویژگی، شغل یا احساس فاعل بهمون میگن. این فعلها رو میگیم افعال ربطی یا Linking Verbs.
یعنی مثل پلی هستن که فاعل (subject) رو به یه صفت (adjective) یا اسم (noun) ربط میدن.
She is tired.
او خسته است.
→ فعل "is" فقط داره حالت "خسته" بودن رو به "او" ربط میده.
Ali became a doctor.
علی دکتر شد.
→ "became" علی رو به شغل "دکتر" ربط داده.
This soup tastes great.
این سوپ مزهی خوبی داره.
→ فعل "tastes" فقط یه حس در مورد سوپ میده، نه کاری!
1. be
→ is, am, are, was, were
معنی: هست، بود، هستم و...
مثال:
He is happy. → او خوشحال است.
2. become
معنی: تبدیل شدن، شدن
مثال:
She became famous. → او مشهور شد.
3. get
معنی: (در این کاربرد) تبدیل شدن
(غیررسمیتر از become هست)
مثال:
He got angry. → او عصبانی شد.
4. seem
معنی: به نظر رسیدن
مثال:
You seem tired. → تو خسته به نظر میرسی.
5. appear
معنی: ظاهر شدن، به نظر رسیدن (رسمیتر از seem)
مثال:
She appears confident. → او بااعتمادبهنفس به نظر میاد.
6. look
معنی: به نظر رسیدن (از نظر ظاهری)
مثال:
He looks sick. → او مریض به نظر میرسه.
7. feel
معنی: احساس کردن
مثال:
I feel sad. → من احساس غم دارم / غمگینم.
8. sound
معنی: صدا دادن، به نظر رسیدن (از نظر شنیداری)
مثال:
That sounds interesting! → اون جالب به نظر میاد!
9. taste
معنی: مزه دادن
مثال:
This cake tastes amazing. → این کیک مزهی عالی داره.
10. smell
معنی: بو دادن
مثال:
Your perfume smells nice. → عطرت بوی خوبی داره.
11. remain / stay
معنی: باقی موندن، همونطور موندن
مثال:
He remained silent. → او ساکت باقی موند.
Please stay calm. → لطفاً آرام بمون.
فقط صفت (adjective) یا اسم (noun)
نه فعل جدید!
✅ با صفت:
She is happy. → او خوشحال است.They got angry. → آنها عصبانی شدند.
It seems impossible. → به نظر غیرممکن میرسه.
✅ با اسم:
I am a teacher. → من معلم هستم.He became a doctor. → او دکتر شد.
This is my brother. → این برادر منه.
| فعل | معنی | رسمی یا غیررسمی؟ |
|---|---|---|
| become | شدن | رسمیتر |
| get | شدن | غیررسمیتر و رایجتر در گفتار |
She became ill. → (رسمی)
This song sounds beautiful. → این آهنگ قشنگ به نظر میرسه.
He feels cold. → او احساس سرما میکنه.
The food tastes bad. → غذا مزهی بدی داره.
It smells awful! → بوی افتضاحی میده!
appear رسمیتره.
جفتشون برای "به نظر رسیدن" استفاده میشن.
He appears tired. → (رسمیتر)
❌ غلط: She seems happily. (صفت اشتباهه)
بعد از linking verb همیشه صفت بیار، نه قید.
My hands got cold. → دستهام سرد شدن.
She went crazy. → دیوونه شد!
| Linking Verb | معنی فارسی | بعدش چی میاد؟ |
|---|---|---|
| be (is/am/are) | بودن | صفت یا اسم |
| become | تبدیل شدن | صفت یا اسم |
| get | شدن | صفت |
| seem / appear | به نظر رسیدن | صفت |
| look / sound / feel / taste / smell | ظاهر / صدا / احساس / مزه / بو | صفت |
| stay / remain | باقی ماندن | صفت |
✨ English Story: A Day in the Park
The sky looked so blue and the air smelled fresh.
Sarah felt very relaxed.
She sat on a bench and watched people.
A boy seemed very happy as he ran after his dog.
An old man appeared tired, but he smiled kindly.
Suddenly, the sky turned grey.
It became cold and windy.
Everyone got nervous and started to leave the park.
Sarah stayed calm and said,
“Well, the weather is still beautiful in its own way.”
✨ ترجمه فارسی داستان: یک روز در پارک
آسمون خیلی آبی به نظر میرسید و هوا بوی تازگی میداد.
سارا احساس آرامش میکرد.
روی نیمکت نشست و به مردم نگاه کرد.
پسری خیلی خوشحال به نظر میرسید چون دنبال سگش میدوید.
پیرمردی خسته به نظر میاومد، ولی مهربون لبخند میزد.
ناگهان آسمون خاکستری شد.
هوا سرد و بادی شد.
همه عصبی شدن و شروع به ترک پارک کردن.
سارا آرام موند و گفت:
«خب، هوا هنوز هم به نوع خودش قشنگه.»
حالا وقتشه با درسی که الان یاد گرفتیم بریم چند تا تست بزنیم که مهارت خودمون رو در این درس بسنجیم.
1. She __ a teacher.
2. He __ very tired after the long journey.
3. This cake __ delicious!
4. You __ happy today.
5. It __ cold suddenly.
6. They __ married last year.
7. She __ quiet after hearing the news.
8. The soup __ bad. Don't eat it.
9. He __ to be upset. Maybe something's wrong.
10. I __ sick after eating that food.
11. Your voice __ strange today.
12. My coffee __ cold.
13. The children __ excited before the trip.
14. You __ nervous before the test.
15. The flowers __ beautiful in the sunlight.
16. He __ to be angry, but he's actually fine.
17. The traffic lights __ red.
18. This book __ interesting.
19. The milk __ sour. Don't drink it!
20. She __ calm even in dangerous situations.