present and past time: review
📌 کی استفاده میکنیم؟
- برای کارهای همیشگی یا عادتها
- واقعیتهای عمومی
- برنامههای منظم
مثبت: I/You/We/They + فعل ساده
He/She/It + فعل + s/es منفی: I/You/We/They + don’t + فعل
He/She/It + doesn’t + فعل سوالی: Do/Does + فاعل + فعل ساده؟
- I wake up at 7 a.m. every day.
من هر روز ساعت ۷ بیدار میشم. - She goes to the gym on Mondays.
اون روزهای دوشنبه میره باشگاه. - We don’t eat fast food.
ما فستفود نمیخوریم. - Does your brother play football?
آیا برادرت فوتبال بازی میکنه؟
📌 کی استفاده میکنیم؟
- برای کارهایی که در گذشته اتفاق افتاده و تموم شده
- مثلاً دیروز، هفته پیش، سال قبل و ...
مثبت: فاعل + فعل گذشته
منفی: فاعل + didn’t + فعل ساده
سوالی: Did + فاعل + فعل ساده؟
- I watched a movie last night.
دیشب یه فیلم دیدم. - She didn’t come to the party.
اون به مهمونی نیومد. - Did you see the dog?
سگ رو دیدی؟
📌 کی استفاده میکنیم؟
- برای کاری که الان در حال انجام شدنه
- برنامه آینده نزدیک
فاعل + am/is/are + فعل + ing
- I am writing an email right now.
الان دارم یه ایمیل مینویسم. - She is wearing a red dress.
اون یه لباس قرمز پوشیده. - We are watching a movie.
داریم فیلم میبینیم. - He is not studying right now.
الان داره درس نمیخونه. - Are they playing football?
دارن فوتبال بازی میکنن؟
📌 کی استفاده میکنیم؟
- وقتی یه کاری تو یه لحظه مشخص در گذشته در حال انجام بوده
- وقتی یه کار در حال انجام با یه کار دیگه قطع شده
فاعل + was/were + فعل + ing
- I was sleeping at 10 p.m.
ساعت ۱۰ شب داشتم میخوابیدم. - They were playing football when I arrived.
وقتی رسیدم، داشتن فوتبال بازی میکردن. - She was not listening to me.
اون به حرفم گوش نمیداد. - Were you reading a book?
داشتی کتاب میخوندی؟
📌 کی استفاده میکنیم؟
- برای کاری که در گذشته انجام شده ولی اثرش هنوز الان وجود داره یا مهمه
- معمولاً زمان دقیق نمیگیم
فاعل + have/has + قسمت سوم فعل
- I have finished my homework.
مشقهامو تموم کردم. - She has lost her keys.
اون کلیداشو گم کرده. - We have lived here for five years.
۵ ساله اینجا زندگی میکنیم. - Have you ever been to Paris?
تا حالا پاریس رفتی؟
📌 کی استفاده میکنیم؟
- وقتی یه اتفاق قبل از یه اتفاق دیگه در گذشته افتاده
فاعل + had + قسمت سوم فعل
- I had eaten dinner before she came.
قبل از اینکه بیاد، شام خورده بودم. - They had left when I arrived.
وقتی رسیدم، رفته بودن. - She had never seen snow before last winter.
قبل از زمستون قبل، هیچ وقت برف ندیده بود.
📌 کی استفاده میکنیم؟
- کاری که از گذشته شروع شده و هنوز ادامه داره
- یا تازگی تموم شده و اثرش هنوز هست
فاعل + have/has been + فعل + ing
- I have been studying for 3 hours.
۳ ساعته دارم درس میخونم. - She has been crying. Her eyes are red.
اون داشته گریه میکرده. چشماش قرمزه.
📌 کی استفاده میکنیم؟
- برای کاری که قبل از یه زمان خاص در گذشته شروع شده و یه مدت ادامه داشته
فاعل + had been + فعل + ing
- I had been waiting for an hour when he finally arrived.
یه ساعت منتظرش بودم تا بالاخره رسید. - It had been raining, so the roads were wet.
بارون میباریده، برای همین جادهها خیس بودن.
✨ English Story:
Last week, I had been feeling very tired.
I had been working day and night on a big project.
On Friday evening, I finished everything and decided to relax.
I have always loved watching movies, so I chose a funny comedy.
While I was watching the movie, my phone rang.
It was my friend. He said he was coming over.
I was still wearing my pajamas, so I quickly got dressed.
By the time he arrived, I had already made some popcorn.
We watched the movie together and laughed a lot.
He told me that he had been studying too much as well.
Now, I have been thinking about taking a short break next weekend.
I’m not sure yet, but maybe I will go hiking.
✨ ترجمه فارسی:
هفتهی پیش، خیلی احساس خستگی میکردم.
داشتم روز و شب روی یه پروژهی بزرگ کار میکردم.
عصر جمعه، همهچیز رو تموم کردم و تصمیم گرفتم استراحت کنم.
من همیشه عاشق فیلم دیدنم، برای همین یه کمدی خندهدار انتخاب کردم.
وقتی داشتم فیلم میدیدم، گوشیم زنگ خورد. دوستم بود. گفت داره میاد خونهی من.
من هنوز با لباس خواب بودم، برای همین سریع لباس پوشیدم.
وقتی رسید، من قبلاً پاپکورن درست کرده بودم.
با هم فیلم دیدیم و کلی خندیدیم. اونم گفت که خیلی درس خونده بوده و خستهست.
الان دارم به این فکر میکنم که آخر هفتهی بعد یه استراحت کوتاه برم.
هنوز مطمئن نیستم، ولی شاید برم کوهنوردی.
| زمان | کاربرد | مثال انگلیسی | ترجمه |
|---|---|---|---|
| Present Simple | عادت/واقعیت | I play football. | فوتبال بازی میکنم. |
| Past Simple | اتفاق گذشته | I watched a movie. | فیلم دیدم. |
| Present Continuous | در حال حاضر | I am eating. | دارم غذا میخورم. |
| Past Continuous | در حال گذشته | I was sleeping. | خواب بودم. |
| Present Perfect | اثر هنوز هست | I’ve lost my bag. | کیفم رو گم کردم. |
| Past Perfect | قبل از گذشته | I had eaten. | غذا خورده بودم. |
| Present Perf. Continuous | ادامهدار تا حالا | I’ve been studying. | در حال مطالعهام. |
| Past Perf. Continuous | ادامهدار قبل گذشته | I had been working. | داشتم کار میکردم. |
حالا وقتشه با درسی که الان یاد گرفتیم بریم چند تا تست بزنیم که مهارت خودمون رو در این درس بسنجیم.
1. I ____ to the gym every weekend.
2. She ____ her homework when I called her.
3. They ____ in this city since 2010.
4. While he ____ TV, the lights went out.
5. She ____ to Paris last summer.
6. I ____ coffee before I went to work.
7. We ____ this book all morning.
8. By the time she arrived, we ____ eating.
9. He usually ____ tea, but today he’s drinking coffee.
10. Look! The children ____ in the mud again!
11. I ____ here for over an hour!
12. When I got to the station, the train ____.
13. They ____ soccer when it started raining.
14. He ____ in this company since last year.
15. What time ____ you usually ____ up?
16. I ____ him three times this week.
17. By the time we arrived, they ____ for 30 minutes.
18. She ____ breakfast when the phone rang.
19. We ____ about you a lot lately.
20. He ____ a letter yesterday.